تبليغاتX
با تو در مه
با تو در مه

می خواستم پیش از آن که اسیر زمین و تعلقاتش شوم پرواز کنم اما از اینجا سر درآوردم و زمین گیر شدم


اینجا سامرا است

 

 بعد از حدود ۱۷۰ روز اومدم تا به روز کنم!!!

شعر جدید دارم اما ترجیح دادم یه شعر برای شیمیایی های عزیز بزنم. اما قبلش:

 

  Chemical  victims               

 

اینجا سامرا است. استان زادگاه یکی از ناپاک ترین انسان نماهای تاریخ.

اینجا سامرا است. منطقه ی بعثی نشینی که شدیدا مورد علاقه ی صدام است.

می گویند در این مکان کارخانه ی تولید حشره کش تاسیس کرده اند!

حالا پنج سال است که این کارخانه، شبانه روز در حال تولید است؛ تولید، تولید و باز هم تولید!

اینجا کارخانه ای است در سامرا؛ اگر این جا واقعا حشره کش تولید می شود پس در این پنج سال باید توانسته باشند نیاز تمام قاره ی آسیا به حشره کش را تامین کنند؛ پس چرا باز هم تولید و تولید؟

به راستی محصول رازآلود این کارخانه چیست؟

قضیه کمی مشکوک است!

زیاد طول نکشید تا همه فهمیدند که:

آن کارخانه ی مرموز، هدیه ای از طرف آمریکا و چند کشور غربی به دیکتاتور دیوانه ی عراق بوده است برای نسل کشی!

آری؛ آن جا سامرا بود؛ کارخانه ی تولید انواع بمب های شیمیایی...

 

 

              مسمومیت

 

انبوه تاول برتنت سر باز كرده
اين هم نشان ديگري از سرفرازي ست
تاول ، نه ! اين ها مهر تأييد است مومن
تأييد معصوميت در عشق بازي ست

 
كپسول هاي سرد اكسيژن برايت
جز آه هاي بي ثمر چيزي ندارند
مي خواهي آسوده شوي – حرف تو اين است –
اين سال ها انگار پاييزي ندارند !


اين سرفه ها ياد آور يك عمر درد است
دردي كه درعمق وجودت ريشه كرده
چيزي نمي گويي ولي مي فهمم ، آري !
مسموميت خون تو را در شيشه كرده

 
حتي نفس با تو سر ياري ندارد
با اين همه از هيچ كس شكوه نداري
بر عكس هر ابري كه مي خواهد ببارد
ترجيح دادي بي صدا ، نم نم بباري

 
امشب دوباره خاطراتت جان گرفته
يك چفيه و تسبيح و عكسي يادگاري
بايد تو را توصيف كرد اين گونه شايد:
شمعي كه سرگرم است با شب زنده داري

 
در هر نفس می سوزی و می سازی اما

با هر نگاهت حرف داری با من امشب

مضمون چشمت مطلع شعر جدایی است

آیا تو داری می سرایی یا من امشب؟

 

فرياد تو با موج هاي "كرخه" رقصيد
در عمق جان " راين" هم حتي اثر كرد
چيزي بگو ، حرفي بزن همراه بغضت
بايد جهان را از شكوهت باخبر كرد

                                           

                                                              یا علی

چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 توسط سید محمد بابامیری |

 

 

میلاد امام حسن مجتبی(ع) ، مولود پر برکت رمضان بر همه ی دوستان اهل بیت نبی(ص) مبارک باد.

 

جذابیت تو می زند طعنه به ماه

 

دردانه ی هفت آسمانی ولله

 

حسنت نبوی و جذبه ات حیدری است

 

لبخند تو فاطمی است... ماشاءالله

 

                                 یا علی مدد

دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 توسط سید محمد بابامیری |

تا روز پدر...

تا روز پدر فقط يك روز مانده است.
صبح چهارشنبه دوازده رجب ۱۴۳۲ ساعت ۵صبح به محل قرار مي رسم. قرار در ميدان مطهري قم است با تعدادي از شاعران نام آشناي شعر آييني كشور كه براي ديدار با رهبر فرزانه ي انقلاب راهي تهران هستند.
 سیدرضا و سید جواد شرافت، احمد علوی، حسن بیاتانی، سید مسیح شاهچراغی، رضا خورشیدی، سید مهدی حسینی، حامد اهور، عباس احمدی، آقای برهان، یوسف رحیمی و...
اين ديدار با اين عنوان اولين بار است كه قرار است اتفاق بيافتد.
تا تهران بيشتر گفت و شنود ها با موضوع شعر و شاعري است و البته طنزپردازي بچه ها حسابي خواب را از سر شاعران شب زنده دار پرانده است!!!
----------------
خيابان فلسطين- تهران- ساعت ۷:۳۰ صبح
بعد از صرف صبحانه در حسينيه "موج الحسن" به همراه حدود ۱۰۰ نفر از شعراي آييني كشور كه در تهران به آن ها ملحق شده ايم در دسته هاي چند نفري پياده به سمت پايين خيابان فلسطين حركت مي كنيم و بعد از طي مسافتي ۲۰دقيقه اي به بيت مي رسيم.مثل هميشه ورود به محوطه ي بيت آقا برايم معجوني از شوق و استرس به همراه دارد. راستش وقتي رهگذران داخل محوطه ي بيت را مي بينم آرزو مي كنم اي كاش ما هم اينجا زندگي مي كرديم...مثل اين مردم خوشبخت...در كنار آقا! .
 
با گذر از گيت هاي متعدد و بازرسي هاي معمول بالاخره وارد حسينيه امام خميني (ره) مي شويم . در مدخل حسينيه، با شيريني و شربت از مدعوين پذيرايي مي شود و من مثل چند مرتبه ي گذشته كه توفيق تشرف داشته ام سعي مي كنم زودتر به محل ملاقات برسم تا زاويه اي مناسب را براي نشستن بيابم كه ايشان در تيررس نگاه هاي سراسر شوق من باشند.تقريبا همه، اشتهاي غير قابل وصفي براي نشستن در رديف جلواز خود بروز مي دهند اما كاملا معلوم است كه سخت مراقبند تا كلاس كار حفظ شود!
و اين در حالي است كه روي صندلي هاي رديف جلو و سمت راست و چپ آقا اسامي ميهمانان ويژه را با كاغذ چسبانده اند.
-----------------
شعراي نام آشنا يكي پس از ديگري وارد مي شوند: حاج علي انساني، استاد محمد علي مجاهدي، دكتر حداد عادل، استاد حسان، حاج مرتضي طاهري، حاج غلامرضا سازگار و...  ضمن اينكه حاج منصور ارضي و دكتر حسيني وزير ارشاد هم در مراسم حضور دارند.
شعرايي كه قرار است شعر بخوانند با هماهنگي مسئولين مراسم در رديف جلو مستقر مي شوند. بازار چاق سلامتي هاي معمول حسابي گرم است.
مثل هميشه ميز كوچكي در سمت چپ صندلي آقا قرار دارد كه چند برگ كاغذ و يك قلم كه روي ميز است حكايت از جلسه اي پر حرف و نكته دارد.
دوربين هاي فيلم برداري متعددي در نقاطي خاص كاشته شده اند تا تمام ريزه كاري هاي جلسه را ثبت كنند.روي ميزهاي كوچك جلوي مدعوين هم بطري هاي آب معدني و شيريني به چشم مي خورد. شعرايي هم كه اشعارشان را چاپ كرده اند نسخه هايي از مجموعه هاي خود را براي تقديم به محضر آقا با خود آورده اند اما من چون در سفر ايشان به قم مجموعه ي خود را تقديم شان كرده بودم اينبار با دست خالي آمده ام!
----------------------
عقربه هاي ساعت به ۱۰:۲۰دقيقه مي رسد اما هنوز انتظار به سر نيامده و شاعران هنوز به گپ و گفت و پذيرايي از خود مشغولند.
بالاخره راس ساعت ۱۰:۳۰دقيقه رهبر عزيز انقلاب از انتهاي سالن وارد مي شوند و با چهره اي بشاش در حاليكه مشغول خوش و بش با برخي اساتيد هستند در ميان ذكر صلوات و شعار" صل علي محمد نائب مهدي آمد" از جلوي ما رد ميشوند و در راس مجلس جاي مي گيرند. پس از نشستن هم با اشاره ي سر و لبخندي شيرين به تك تك شاعران خوش آمد مي گويند و در حالي كه به ساعت نگاه مي كنند مي فرمايند: خوب!جلسه را شروع كنيد.
قاري محترم آياتي از سوره ي مباركه"انسان" را تلاوت مي كند. فضايي معنوي در جلسه حاكم است. راستي كه گوش جان سپردن به آيات الهي در حالي كه به چهره ي نائب امام زمان(عج) چشم دوخته اي چه عالمي دارد!
پس از پايان تلاوت. قاري محترم به سمت آقا مي رود و بعد از بوسيدن دست ايشان مورد تفقد خاص آقا قرار مي گيرد.
حجت الاسلام جواد محمد زماني دوست عزيز من و شاعر دلسوخته ي اهل بيت(ع) مجري جلسه است كه درست در كنار آقا نشسته و با خواندن غزلي از صائب همه و بيش از همه آقا را سر شوق مي آورد و بعد از مقدمه اي كوتاه از حضرت ايشان اجازه مي خواهد تا شعر خواني آغاز شود.
--------------------
استاد محمد علي مجاهدي اولين شاعري است كه براي شعر خواني معرفي مي شود. استاد براي خواندن شعر بر مي خيزد كه حضرت آقا مي فرمايند: چرا نشسته شعر نمي خوانيد؟ با اين جمله ي آقا. استاد نيز مي نشيند و شروع به خواندن غزل معروفش مي كند:
دلي كه خانه ي مولا شود حرم گردد
كز احترام علي كعبه محترم گردد
من از شكستن ديوار كعبه دانستم
كه هر كجا كه علي پا نهد حرم گردد...
پس از اتمام غزل استاد. آقا يادي از خاطرات خود با ايشان در سال 42 مي كنند كه در انجمن ادبي با استاد داشته اند... واقعا ذوق ادبي و فهم شعري آقا و نكته سنجي هاي ايشان محسوس و قابل تامل است.
حاج غلامرضا سازگار شاعر بعدي است كه ميكروفن به دست مي گيرد و از آقا مي خواهد كه افتخار امامت در نماز ظهر و عصر را هم به جمع بدهند كه اين درخواست با صلوات جمع همراه ميشود.
 
راستش از اينكه دارم از تمام جزئيات جلسه يادداشت برداري مي كنم اصلا راضي نيستم چون به جاي چشم دوختن به جمال آقا كه فرصتي است مغتنم مجبورم دائما با سري پايين مشغول نوشتن باشم!
استاد حبيب الله چايچيان كه از شاگردان مرحوم علامه ي اميني نيز هست با مزاح آقا شروع به خواندن شعرش مي كند.
نوبت به جوان ها مي رسد و محسن عرب خالقي از تهران يكي از آن هاست كه مي گويد:
دنياي بي امام به پايان رسيده است
از قلب كعبه قبله ي ايمان رسيده است....
مربع تركيب عرب خالقي با استقبال آقا مواجه مي شود و البته نكته اي نيز به عنوان نقد اين شعر مطرح مي كنند.
هادي جانفدا از كرج دوست خوب ديگري است كه دل جمع را به كنار گهواره ي شش ماهه كربلا مي برد و غزل معروفش را مي خواند:
بگو كه يك شبه مردي شدي براي خودت
و ايستاده اي امروز روي پاي خودت....
سيد حميدرضا برقعي  از قم كه از نزذيك ترين دوستان من است در رديف سمت چپ آقا نشسته است و از جمله بانيان اين جلسه ي ولايي نيز  هست. او شعري با موضوع بيداري اسلامي و مشخصا قيام مردم بحرين مي خواند:
باز از بام جهان بانگ اذان لبريز است
مثنوي بار دگر از هيجان لبريز است
بحر آرام دگرباره خروشان شده است
ساحل خفته پر از لولو و مرجان شده است...
شاعر جوان بعدي حسين رستمي از شهريار است :
از غلامان شما هم مي شود دنيا گرفت
من نيازت دارم آقا روز محشر بيشتر
بر تمام اهل بيت خويش حساسي ولي
جان زهرا...چون شنيدم كه به مادر بيشتر...
خوش لفظ" و "خوش مضمون" تعابيري است كه آقا در مورد شعر رستمي به كار مي برند و جانانه او را تحسين مي كنند.
پيشكسوت بعدي حاج علي انساني است كه سروده اي عاشورايي را با خود آورده است:
قلم به دست گرفتم كه ماجرا بنويسم
غريب وار پيامي به آشنا بنويسم
گهي ز پشت حسين و گهي ز فرق اباالفضل
يكي يكي كه شنيدم دوتا دوتا بنويسم...
استاد سيد رضا مويد از مشهد دلها را به ديار غريب الغربا  مي برد. او شعري به مناسبت ايام مي خواند:
چون سر آمد اعتكافش عشق شد مدهوش او
تا بر آمد آفتابي بود در آغوش او....
استاد ولي الله كلامي از زنجان با لهجه اي آذري شروع به خواندن شعرش مي كند:
اين سيزده رجب عجب محترم است
چون روز طلوع آفتاب كرم است
حاجي! به طواف كعبه آرام برو
چون سيد اوصيا درون حرم است
در حين خواندن استاد كلامي آقا چاي مي نوشند و طبق روال دقايق سپري شده با سر تكان دادن لذت خويش را از شنيدن اشعار  ابراز مي دارند.
در پايان نيز استاد كلامي به زبان آذري ابياتي را مي خواند كه به جز آقا و برخی از حضار، بقيه چيز زيادي متوجه نمي شوند!
حاج سعيد حداديان كه گرفته به نظر مي رسد(!!!) شاعر بعدي است:
روح پدرم شاد كه مي گفت به من
خوش باد دمي كه ديده آيد به سخن
عمري به زبان بي زباني چون اشك
يك چشم حسين گفت و يك چشم حسن
احمد علوي از قم كه در ادبيات آييني دستي چيره دارد شاعر جوان بعدي است كه اينگونه شروع مي كند:
بر آسمان شهر شما مردم! اين سايه مستدام نخواهد ماند
اين مي كه در غدير خم آماده ست در جامتان مدام نخواهد ماند....
"نو" "شسته رفته" و "خوش لفظ" تعريف آقا از شعر احمد است .
نوبت به قاسم صرافان از اصفهان مي رسد. او اينگونه سروده است:
حتي به خنده اي شده مهمانمان كنيد
زلفي نشان دهيد و پريشانمان كنيد...
محمد صميمي از تهران شاعري است كه بيشتر كارهايش نوحه سرايي است و با نواها و سبك ها هم اشناست از آقا كسب اجازه مي كند تا نوحه اي را با سبك بخواند...
حضرت آقا در پايان اين نوحه توصيه هايي در مورد آوردن مضامين آموزنده در نوحه در كنار مضامين احساسي بيان مي كنند.
مرتضي حيدري آل كثير از ديار حضرت دانيال نبي(شوش) شعري عربي در قالب "ابوذيه" مي خواند كه حضرت آقا بسيار تمجيد ميكنند و درست مثل يك عرب اصيل شروع به خواندن ابوذيه اي در جواب شعر آل كثير مي كنند كه اين قسمت از جلسه شديدا مورد توجه حاضران قرار مي گيرد و جلسه را به تحسين وا مي دارد.
رحمان نوازني شاعر بعدي است كه سروده اش را تقديم مي كند به امام رضا(ع) .
حاج محمود كريمي با تبريك ولادت مولود كعبه(ع) شعر خواني اش را شروع مي كند:
جاناني و جان بر تو سپرديم و نمرديم
در هرم نگاه تو فسرديم و نمرديم...
مرتضي اميري اسفندقه اگر چه قراري براي شعر خواني ندارد اما با امر آقا غزلي زيبا براي حضرت زينب كبري(س) مي خواند:
حسين بود و تو بودي تو خواهري كردي
حسين فاطمه را گرم ياوري كردي...
حسن لطفي هم قبل از آغاز بيانات آقا شعري براي ام ابيها(س) مي خواند.
با صلوات بر محمد و آل محمد سرانجام سخنراني آقا آغاز مي شود.
   ايشان از اشعار خوانده شده كه غالبا معيارهاي لازم را دارا بودند ابراز خوشنودي ميكنند و با اطمينان از آينده اي روشن براي استعدادهاي جوان شعر آييني كشور سخن مي گويند.
آقا بهترين محتوا ها را محتواي موجود در شعر آييني مي دانند و با اشاره به اينكه حتي بخش هايي از غزليات حافظ و مثنوي مولوي هم بيان معرفت و حقايق الهي است توصيه هايي در رابطه با لزوم توجه شاعران آييني سرا به مفاهيم مناجات كه در قالب ادعيه و خصوصا صحيفه سجاديه موجود است مي فرمايند.
مضمون يابي و استفاده از مضامين گوناگون كه منبعش اشعار سبك هندي است نكته اي ديگر است كه ايشان به آن تاكيد ميكنند. تركيب سازي و درست گويي و تاثير محيط بر شعر هم از ديگر توصيه هاي ايشان است .
بخش پاياني سخنان آقا در مورد لزوم پرداختن به موضوعاتي مثل انقلاب و دفاع مقدس در عرصه ي شعر اييني است.
در پايان آقا با ابراز رضايت از محتواي جلسه و دعا براي حاضران جلسه را به آخر مي رسانند.
بعد از صحبت هاي آقا دور و بر ايشان به قدري شلوغ مي شود كه عملا هيچ اميدي براي  عرض ادب حضوري ندارم خصوصا اينكه اذان ظهر نيز نزديك است اما بعد از دقايقي با معرفي دوست عزيزم جواد محمد زماني توفيق دست بوسي را مي يابم و ايشان نيز لطف خودشان را از اين حقير دريغ نمي فرمايند تا بار ديگر از اين توفيق حضور شرمنده ي لطف الهي شوم.
طبقه ي پايين حسينيه ي امام (ره) نماز جماعت بر پا مي شود و من در هر سجود به نداشتن لياقت اين لطف الهي اعتراف مي كنم و البته شكر.
بمنه و کرمه
 
                                            یا علی

چهارشنبه یکم تیر 1390 توسط سید محمد بابامیری |

بحرین

 

 

سلام علی ال یاسین

دلیل این پست:

پیش خودم گفتم اگه هر کسی به اندازه ی خودش و در حد یک سوم توانشم که شده مسئولیت رسوندن مظلومیت مردم بحرین رو به عهده بگیره...

 

از رنج برادران ، در این بین بگو

ساکت مشو از ادای این دین بگو

ای ننگ به تو قلم! کمی غیرت کن

از غربت شیعیان بحرین بگو

 

دوست خوبم! حالا نوبت شماس ...............         یا علی

چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 توسط سید محمد بابامیری |

مصلحت!!

 

 

زندگی زیباست در دوران آقازاده ها

خنده بازار است این جریان آقازاده ها

پست ها دارند و در هر پست کارآمدترین!

برکتش پاینده بادا نان آقازاده ها

در تمام بانک ها هستند رند و با نفوذ

پول می بیند فقط چشمان آقازاده ها

اغنیا را می کند دلگرم و راضی دائما

سفره ی گسترده ی احسان آقازاده ها

هر که می خواهد دلش را از عزا در آورد

می نشیند در کنار خوان آقازاده ها

نانشان در روغن است و جیب هاشان مثل توپ

توی هر مجلس ثناخوانان آقازاده ها!

تا بیفتد از رقیبش پیش، در هر انتخاب

می شود "یارو " بلاگردان آقا زاده ها

می خروشند و شعار " وا عدالت" می دهند

در تجمع ها ببین توفان آقازاده ها!

سلطنت خواهان و عاشورا ستیزان ماه ها

می کنند آشوب با فرمان آقازاده ها

چون شود مغلوبه جنگ حق و باطل ناگهان

 بر سر نیزه رود قرآن آقازاده ها!

گر هزاران جرم در پرونده شان باشد ولی

کس موافق نیست با زندان آقازاده ها

ضعف کرده چون مزاج قوه ی عدل و قضا

از قضا رفته سفر سلطان آقازاده ها!

تازگی ها در نیویورک و بن و لندن شدند

رادیوها کلبه ی احزان آقازاده ها!

...

با خطی برجسته خواندم در کتاب" مصلحت"

مردمان! جان شما و جان آقازاده ها!!!

 

 

                                 یا علی مدد

 

شنبه بیست و پنجم دی 1389 توسط سید محمد بابامیری |



کاش غصه تموم می شد کاش گریه نمی کردم
من باعث و بانیشم دنبال کی می گردم؟!
تو حس منو دیدی احساس خطر کردی
تا رازمو فهمیدی دنیا رو خبر کردی...

beyragh.m@gmail.com

آیت الله سید علی خامنه ای(مرجع تقلیدم)
محمود احمدی نژاد
خاطراتي از زندگي سيدعلي خامنه اي
سيد محمدجواد شرافت
امیر مرزبان
حميدرضا حامدي
کامران نجف زاده( بهترین خبرنگاری که توی عمرم دیدم)
روشن سلیمانی
مشكات(جلسه تخصصي نقد شعر)
مهسا كيان
ن. هاشمي
ابوذر نصرالهی نیا
سید محمدرضا شرافت
امیر اکبر زاده
وبلاگ رسمی هواداران پرسپولیس
رحیم ابراهیمی
محمد رفیعی
احمد علوی
وحیده گرجی
خوش تیپ های پرسپولیسی
مرسا سادات ضرابي
حاج سعيد حداديان
خاكستر سرد( هاشمي كوچك!)
حسن بياتاني
پشت پرده ي مسايل سياسي(كامبيز)
كويريات( زهره)
علي محمد مودب
خبرنامه ي دانشجويان ايران
صالح محمدي امين
روح الله نور موسوي
محسن كاوياني
جناب خسروي وقار
زهرا
طلبه هاي قرن بيستم
پرستوي مهاجر
سید مهدی جلالی
حمید سوریان
قالب وبلاگ

RSS 2.0

Design By Parstheme