|
سلام....قربون همه ی شما که میایید،سر می زنید و نظر میدید.امروز با هش تا دوبیتی در مورد عشق و عاشقی در روستا به روز میشم...امیدوارم خوشتون بیاد.
نمی دونم کدوما هست بهتر
طلا یا ماه بانو یا که اختر
خدایا قسمتی کن مال من شه
یکی از دخترای مش غضنفر!
***
سحر میرم برای آبیاری
غروب میشه میام گرد و غباری
ننه! این زندگی شد آخه؟پس کی
میریم با رختای نو خواستگاری؟
***
سلام مشتی به خلق صبح و شومت
فدای رنگ اون بقچه حمومت
می خوام بلکه سرو سامون بگیرم
اگه رخصت بدی باشم غولومت
***
خدا! از غصه هام یکدونه کم شد
تو کشتی پشت قاسم بیک خم شد
توی زور آزمایی بردم آخ جون!
گلی مش رجب مال خودم شد
***
خونه ی مش رجب بله برونه
چه غوغایی میون اندرونه
جوونای دهات گریون و تنها
کریم کبکش خروس داره می خونه
***
سبیل صاف و زلف تاب داده
جاهاز و مطرب و یک جشن ساده
نمیشه باورم مثل یه رویاس
گلی روی الاغ و من پیاده
***
بزن مطرب بزن تا شب سحر شه
الهی از همه دفع نظر شه
توی کیسه م پر از گردو و پسته س
ننم میگه بخور بچه ت پسر شه!!!
***
چشام خون و دلم پر سوز و آهه
آخه تا شهر، ده فرسنگ راهه
خرابه ماشین مشتی بهادر
گلی جون درد داره پا به ماهه!
چطور بود؟منتظر نظراتتون هستم....یا علی مدد.
|