|
   
سلام و درود به همهء دوستای خوبم. امیدوارم عید ولادت مادر منجی عالم بر همهء شما مخصوصا مادران عزیز مبارک باشه.  
با یه عاشقانه این پست رو از نظر شما می گذرونم... تا چه پیش آید و چه در نظر افتد:
میز صبحانه و دو زردهء داغ عسلی
من و چشمان تو، یک صبح به شدت غزلی
طعم موسیقی آرام و دو فنجان قهوه
فال ناگفتهء ما در پس آیا و ولی
کافه تاریک ولی چشم من اینجا روشن
به نگاهی که شده حسرت میز بغلی
گرمی عشق تو امروز شده هدیه به من
من جادو شده با حس دو چشم عسلی
جلوی آینهء چشم تو هی می گویم-
آه! این رابطه انگار که بوده ازلی!
اصل من باش که اینبار به تو برگردم
خسته ام٬ خسته ز بسیاری عشق بدلی
ممنونم یا علی
|